غمگین چو پاییزم...
غریبه ممنون از نظرت،ولی نمیتونم حسی که به اون دارمو وصف کنم برات،خلاصش اینه که دوس دارم تمام غم ها و مشکلاتش بیاد برا من و هر چی خوشی و سلامتیه برای اون باشه،حاضرم براش بمیرم و این فقط در حد یه حرف نیست چون خودمم از دسته آدمایی بودم که همیشه به این جمله ها میخندیدم... ازم خواستی یکم فکر کنم ولی من شب و روز دارم فک میکنم و نتیجه اینه که نمیتونم همچین شخصیرو دوسش نداشته باشم بعبارتی دوسش دارم فارغ از داشتنش امروز کلی اس اماده کرده بودم که یکیشو که مناسبتره براش بفرستم ولی چون نمیخوام مانع بشم که فراموشم کنه بزور جلوی خودمو گرفتم تا امروزو به عزیزم تبریک نگم،روز سختی بود برام... امیدوارم هرجا و با هرکسی که هست خوشبخت و سربلند باشه... سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد عشق اینبار به دیوانه شدن می ارزد گرچه خاکسترم و همسفر باد ولی جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد تیشه بر ریشه ی قصری که در آن شیرین نیست بیستون بی تو به ویرانه شدن می ارزد یوسفم سینه ی من پیرهن پاره ی من ننگ این قصه به افسانه شدن می ارزد خاک خامم عطش آتش و می در دل من بزن آتش که به پیمانه شدن می ارزد شانه ام زیر غم عالم و آدم اما یک نفس زیر سرت شانه شدن می ارزد
نظرات شما عزیزان:
میدونم دیوونگیه ولی زیباست... میخوام بسوزم ولی فقط به یاد عزیزم...
پاسخ:مرسی غریبه:)
Power By:
LoxBlog.Com |